تقسیم بندی انواع موسیقی در ایران (1)

تقسیم بندی انواع موسیقی در ایران (1)

یکی ازمشکلات موسیقی امروز ما عدم وجود تقسیم ، تعریف و دسته بندیهای موسیقی است . به طور کلی موسیقی ایران از دیدگاه برخی از موسیقدانهای ایرانی به دو نوع تقسیم می شود: یکی موسیقی عامیانه که شامل موسیقی ردیف دستگاهی ، موسیقی نواحی مختلف ایران و موسیقی مذهبی و آیینی است ، و دوم موسیقی هنری که شامل موسیقی کلاسیک بین المللی و موسیقی ملی است .
اما این نگاه ، نظر موسیقی شناسان قرن نوزدهم اروپاست که موسیقی را به دو دسته تقسیم می کرده اند: موسیقی عامیانه شفاهی که بیشتر از شرق به اروپا رفته است، که آن موسیقی پس از قرن ۱۴و ۱۵مکتوب شد و در قرن ۱۶یعنی دوره رنسانس ، باخ آن را به موسیقی هنری تبدیل کرد و نوع دوم موسیقی ، موسیقی هنری است . به دلیل این تقسیم بندی ، غرب موسیقی فرهنگهای دیگر را به دلیل شفاهی بودن هارمونی نداشتن و ... عامیانه تلقی می کند و هنری نمی داند . در حالی که از نظر علم اتنوموزیکولوژی این نظر قابل قبول نیست . زیرا موسیقی بسیاری از نقاط مختلف ایران ویژگیهای زیبا و هنری دارد که کاملاً بر همه روشن است.

اگر چه امروزه نیز برخی معتقدند موسیقی «ردیف» ابتدایی و عامیانه است، اما با مطالعه می توان اثبات کرد که این موسیقی علمی، با شکوه ، با معنا و هنری است و جایگاه خاصی در بین موسیقی فرهنگهای مختلف دارد. در یک بررسی می توان متوجه شد که در ایران علم نظری موسیقی ما از زمان فارابی و ابن سینا وجود داشته است. موسیقی ما بعد از اسلام به موسیقی مقامی تبدیل شد و در اوایل دوره قاجار با تغییاتی به موسیقی ردیف تبدیل گشت. این بدین معناست که ما دوره های مختلف ، سبکها و انواع مختلف موسیقی نیز در کشورمان داشته ایم . 
به طورکلی دیدگاه گذشته غرب در مورد تقسیم موسیقی شرق صادق نیست . زیرا فرهنگ شرقی دو یا چند نوع موسیقی خاص خود را دارد که نوع جدی و هنری آن کاملاً با فرهنگ موسیقی هنری کلاسیک غربی یا بین المللی متفاوت است . بنابراین بهتر است با توجه به روشهای علمی ، تجربی و مشاهده فرهنگهای شرقی موجود ، به بررسی و تحقیق پرداخت و انواع موسیقی ایران را پس از شناخت، تقسیم بندی و حتی الامکان تعریف ، توصیفق و مقایسه کرد.
الف : موسیقی ایرانی می تواند از لحاظ مختلف تقسیم شود: 
از لحاظ جغرافیایی : موسیقی نقاط مختلف ایران . 
▪ از لحاظ تاریخی : دوره های مختلف موسیقی 
▪ از لحاظ ارزشی : بد و خوب بودن موسیقی ، در هر مکان و هر دوره ای 
▪ از لحاظ فلسفی : تقسیم موسیقی آن طور که هست ، هنری و عامه پسند . 
▪ از لحاظ علمی : شامل علم نظری و علم عملی موسیقی . 
▪ از لحاظ کاربردی : کاربردهای متفاوت موسیقی مثل موسیقی فیلم ، کودک و ... 
▪ از لحاظ آموزشی : انواع روشهای آموزش موسیقی .
1-تقسیم بندی موسیقی از لحاظ جغرافیایی : 
موسیقی در دنیا می تواند به طور کلی به موسیقی اروپا ، آفریقا، اقیانوسیه ، آسیا و آمریکا (شمالی ، جنوبی) تقسیم شود . موسیقی آسیا نیز به نوبه خود می تواند به موسیقی خاور دور ، خاور میانه و آسیای مرکزی تقسیم شود. در مکتبهای قدیم ، موسیقی خاورمیانه ۴کانون بزرگ موسیقی داشته است : مصر ، لبنان ، عراق و ایران . موسیقی ایران نیز به موسیقی نواحی مختلف مانند لرستان ، سیستان و بلوچستان ، خراسان ، مازندران ، گیلان و ... تقسیم می شود که هر کدام قابل تقسیم به مناطق کوچکتر هستند. به طور مثال موسیقی خراسان به موسیقی شمال خراسان ، موسیقی تربت جام و ... تقسیم می شود.
2- تقسیم بندی موسیقی از لحاظ تاریخی : 
▪ موسیقی قبل از اسلام : آن طور که در مقاله های پژوهشسی و کتابها مشاهده می شود ،موسیقی ایران قبل از اسلام شامل ۷خسروانی ، ۳۰لحن و ۳۶۰دستان بوده است . 
▪ موسیقی بعد از اسلام : به نظر می رسد خسروانی ها در دوره بعد از اسلام تغییر نام میدهندو به موسیقی مقامی تبدیل می شوند. ۱۲مقام مشهور ۶اواز ، ۲۴شعبه و تعدادی دستان دردوره بعد از اسلام موجود بوده اند . 
▪ موسیق معاصر : از اوایل قاجار (که تاریخ دقیق مشخصی ندارد) موسیقی مقامی به موسیقی ردیف تبدیل می شود که شامل ۷دستگاه و ۵آواز است . مجموع آنها همان ۱۲، یعنی ۱۲مقام گذشته است . موسیقی ردیف در واقع همان مقامهای جهان اسلام است که امروزه نیز همچنان مورد استفاده اند. در دوره های مختلف تاریخی می توان به سبکهای مختف نیز از لحاظ تقسیم بندی موسیقی پرداخت . اما بدیهی است که در شرق ، همچنین ایران ، سبکها همانند سبکهای موسیقی غرب شکل نمی گیرد چون تفکر  شرق همانند غرب نیست . شرق آنچنان به دنبال تغییر و تحول و دگرگونی نیست ، بلکه انگار می خواهد یک سبک موسیقی را به کمال برساند و این کمال را نیز اول در خود شخص هنرمند و موسیقیدان جستجو می کند.
3-تقسیم بندی موسیقی از لحاظ ارزشی : 
در زندگی روزمره و در صحبتهایی که با هم می کنیم ، بیشتر با خوب و بد سر و کار داریم و خوبی و بدی بخش مهمی از زندگی ما را گرفته اند . اما این خوب و بدها عقلی یا منطقی به نظر نمی رسند ، بلکه فقط احساسها و هیجانهای شخصی است و متاسفانه اغلب غرض آلود هم هست . اگر موضوع بخواهد راه درست علمی خود را بیابد نیازمند دانستن مسائل دیگری است ، از جمله : 
▪ از لحاظ منطق : به حق و باطل و درست و نادرست می پردازد . متدلوژی و روش کار و تحقیق امروز ما غربی است اما گذشتگان ما همانند فارابی ، ابن سینا ، مراغه ای و ... علم منطق می دانستند و مسائل را از طریق آن اثبات می کردند و به حق و باطل آن می رسیدند کسی که بخواهد اینگونه حق و باطل را بگوید ، باید علم حکمت بداند و به عنوان حکیم خوبی و بدی چیزی را بیان کند .
▪ از لحاظ احلاق : به خیر و شر و پسندیده و ناپسند می پردازد و برای ما شرقی ها اهمیت زیادی دارد . تمام ادبیات ما هنرش را صرف پند دادن کرده است تا اخلاقمان را پسندیده کنیم . موسیقی ما نیز با مهر با ما سخن می گوید که آزادیمان را به دست آوریم ، از دنیا توقع نداشته باشیم و ... 
▪ از لحاظ زیباشناسی : به زشت و زیبا و ملایم و ناملایم می پردازد زیباشناسی علم است نه سلیقه شخصی. ابتدا باید زیبایی را تعریف کرد و سپس امری مانند موسیقی را زیبا یا نازیبا دانست . امروز ما از لحاظ تقسیم بندی ارزشی نیازمندحکیم در زمینه موسیقی هستیم تا بتوانیم ارزشهای موسیقایی را پیدا کنیم ، افرادی ماننداستادان قدیم که با وجود اینکه در مورد یک موسیقی فقط خوب یا بد می گفتند ، اما نوع بیانشان آگاهانه و حکیمانه بود. حکمت طبق آنچه در کتب قدیم ، آمده است پیامبری است، حق و باطل را تشخیص می دهد و وسوسه و الهام را از هم جدا می کند.
4-تقسیم بندی موسیقی از نظر فلسفی: 
● موضوع فلسفه ، هستی است نه خوبی و بدی . اگر از این دید موسیقی را تقسیم کنیم به دو نوع موسیقی می رسیم: 
▪ موسیقی هنری (عالمانه ، جدی ، اندیشمندانه ، حکیمانه ): موسیقی که در تعریف خود تعادل ، تکرار ، برجستگی ، و ... یعنی خواص یک موسیقی هنری را دارد. 
▪ موسیقی عامه پسند (تفننی، مردم پسند) : همانند یک موسیقی بازاری است که برای جلب مشتری و گیشه اجرا می شود. 
از آنجا که روح ارزشی ما شرقی ها قوی است ، هر چیز را ارزشی می کنیم ، اما این تقسیم بندی را نباید ارزشی تلقی کرد. هر موسیقی جدی حتماً خوب نیست و هر موسیقی پاپ بد نیست . موسیقی دستگاهی یک موسیقی هنری و عالمانه است . اما تمام موسیقی هایی که در این سنت اجرا می شوند هنری نیستند ، هنری بودن آن به شرط آن است که بیان اندیشه ای در آن باشد. بنابراین نوع اجرا مهم است نه نوع موسیقی . به طور مثال غزل به خودی خود عارفانه نیست ، حافظ آن را عارفانه می کند، ولی ممکن است کسی غزلی مبتذل بگوید.  موسیقی عامه پسند نمی تواند هنری باشد و باید عواملی را در خود تغییر دهد تا موسیقی هنری شود. اما موسیقی هنری تغییر پذیر است به طوریکه می تواند به صورت عامه پسند اجرا شود. اگر کسی شور را عالمانه اجرا کند موسیقی جدی اجرا کرده است . به هر جهت ، هر موسیقی که بتواند در دل ما مهر، امید، کوشندگی و حرکت ایجاد کند، می تواند موسیقی خوبی باشد و اگر این کار را نکند، خوب نیست .


    به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
تلگرام فیش بوک اینستاگرام لینکداین تویتر

    برچسب ها


    دیدگاه شما


Gabby      

Me and this article, sitting in a tree, L-G-N-R-N-I-A-E! http://lgjyvlpzxq.com [url=http://zxzehj.com]zxzehj[/url] [link=http://yivhwdb.com]yivhwdb[/link]



Susie      

I'm not easily imrspesed. . . but that's impressing me! :) http://rcguxryg.com [url=http://hjymxash.com]hjymxash[/url] [link=http://szcytsut.com]szcytsut[/link]



Libby      

Pleasing you should think of sohimteng like that



Keiffer      

Shoot, so that's that one suspepos.




ثبت دیدگاه


پشتیبانی